تبليغاتX
هوای عشق تازه نیست تو رگهام - او
و خدایی که در این نزدیکی هاست ...

او که رسید نغمه دلم را نواخت

دلم لرزید و با نگاهش همراه گشت

تازه یافته بودم ، یه همدم ، یک همراز

اما مدتی است که نگاهش با من غریبه است

و سنگینی گامهایش را حس می کنم

کوبیده می شود بر روح و جانم

شاید نغمه دل او هم نواخته شده

شاید نگاه او با نگاه دیگری همراه گشته

و یا رفیق نیمه راه شده

اما همچنان در حسرت آن نگاه ها لحظه شماری می کنم

هر چند اقتدارم بر باد رفت و از درون سوختم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 17:53  توسط فرشته  |